تبليغاتX
یاشاه عبدالعظیم


یاشاه عبدالعظیم

2Pate Hollow (مهرشاد)

***دانلود***

Download

 

سلام به دوستان عزيزم .براتون دانلود 6 تا از كليپ هاي خودم و پسر عمه ام را گذاشته ام.اسم گروه ما 2pate Hollow است.اين 6 تا كليپ از پر ترفدار ترين كليپها هست.حتما دانلود كنيد      ضرر نميكنيد.

طريقه ي دانلود:روي گزينه ي براي دانلود ايجا كليك كنيد،كليك كنيد ـ يك صفحه باز ميشود ـ روي گزينه ي سمت چپ (Free User) كليك كنيد ـ ۴۵ ثانيه صبر كنيد ـ و بعد روي گزينه ي Danlowd كليك كنيد.يك صفحه باز ميشود كه بر روي save بزنيد.

 

نظر فراموش نشه


دانلود کلیپ شماره ی۱۳ گروه ۲pate Hollow با نام Chejoori

 

برای دانلود اینجا کلیک کنید


 

دانلود کلیپ شماره ی۱5 گروه ۲pate Hollow با نام Aroosi

 

برای دانلود اینجا کلیک کنید


دانلود کلیپ شماره ی16 گروه ۲pate Hollow با نام Kerevat

 

برای دانلود اینجا کلیک کنید


دانلود کلیپ شماره ی18 گروه ۲pate Hollow با نام Baghe vahsh

 

 

برای دانلود اینجا کلیک کنید


دانلود کلیپ شماره ی21 گروه ۲pate Hollow با نام Jigili

 

 

برای دانلود اینجا کلیک کنید


دانلود کلیپ شماره ی22 گروه ۲pate Hollow با نام Deldadeh

 

برای دانلود اینجا کلیک کنید

 

نوشته شده در دوشنبه 29 اسفند1390ساعت 17:40 توسط مهرشاد| |

نام مبارک امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ، بدين جهت که : دريای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب ديگری مانند شاکر و صابر و هادی نيز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هريک باز گوينده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است . کنيه امام " ابوجعفر " بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی ( ع ) است . بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع ) و از سوی پدر به امام حسين ( ع ) مي رسيد . پدرش حضرت سيدالساجدين ، امام زين العابدين ، علی بن الحسين ( ع ) است . تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57هجری در مدينه اتفاق افتاد . در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سيد الشهداء کودکی بود که به چهارمين بهار زندگيش نزديک مي شد . دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95هجری که سال درگذشت امام زين العابدين ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114ه . يعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است . در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) مسائلی مانند انقراض امويان و بر سر کار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسی و ظهور سرداران و مدعيانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی  و ديگران مطرح است ، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در اين دوره پيش مي آيد ، و عده ای از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا مي شوند . قاضيها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پديد مي آيند و فقه و قضاء و عقايد و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسير مي نمايد ، و تعليمات قرآنی - به ويژه مسأله امامت و ولايت را ، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا ، افکار بسياری از حق طلبان را به حقانيت آل علی ( ع ) متوجه کرده بود ، و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دين به دنيا فروشان برگرفته بود ، به انحراف مي کشاندند و احاديث نبوی را در بوته فراموشی قرار مي دادند . برخی نيز احاديثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و يا مشغول جعل بودند و يا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون مي نمودند . اينها عواملی بود بسيار خطرناک که بايد حافظان و نگهبانان دين در برابر آنها بايستند . بدين جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وی امام جعفر صادق ( ع ) از موقعيت مساعد روزگار سياسی ، برای نشر تعليمات اصيل اسلامی و معارف حقه بهره جستند ، و دانشگاه تشيع و علوم اسلامی  را پايه ريزی نمودند . زيرا اين امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقيقی تعليمات پيامبر ( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند ، و مي بايست به تربيت شاگردانی عالم و عامل و يارانی شايسته و فداکار دست يازند ، و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوين و تدريس کنند . به همين جهت محضر امام باقر ( ع ) مرکز علماء و دانشمندان و راويان حديث و خطيبان و شاعران بنام بود . در مکتب تربيتی امام باقر ( ع ) علم و فضيلت به مردم آموخته مي شد . ابوجعفر امام محمد باقر ( ع ) متولی صدقات حضرت رسول ( ص ) و اميرالمؤمنين ( ع ) و پدر و جد خود بود و اين صدقات را بر بنی هاشم و مساکين و نيازمندان تقسيم مي کرد ، و اداره آنها را از جهت مالی به عهده داشت . امام باقر ( ع ) دارای خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی بود . سيرت و صورتش ستوده بود . پيوسته لباس تميز و نو مي پوشيد . در کمال وقار و شکوه حرکت مي فرمود . از آن حضرت مي پرسيدند : جدت لباس کهنه و کم ارزش مي پوشيد ، تو چرا لباس فاخر بر تن مي کنی ؟ پاسخ مي داد : مقتضای تقوای جدم و فرمانداری آن روز ، که محرومان و فقرا و تهيدستان زياد بودند ، چنان بود . من اگر آن لباس بپوشم در اين انقلاب افکار ، نمي توانم تعظيم شعائر دين کنم . امام پنجم ( ع ) بسيار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود . با همه اصحاب مصافحه مي کرد و ديگران را نيز بدين کار تشويق مي فرمود . در ضمن سخنانش مي فرمود : مصافحه کردن کدورتهای درونی  را از بين مي برد و گناهان دو طرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - مي ريزد . امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامی مانند دستگيری از نيازمندان و تشييع جنازه مؤمنين و عيادت از بيماران و رعايت ادب و آداب و سنن دينی ، کمال مواظبت را داشت . مي خواست سنتهای جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بين مردم زنده کند و مکارم اخلاقی  را به مردم تعليم نمايد . در روزهای گرم برای رسيدگی به مزارع و نخلستانها بيرون مي رفت ، و با کارگران و کشاورزان بيل مي زد و زمين را برای  کشت آماده مي ساخت . آنچه از محصول کشاورزی - که با عرق جبين و کد يمين - به دست مي آورد در راه خدا انفاق مي فرمود . بامداد که برای ادای نماز به مسجد جدش رسول الله ( ص ) مي رفت ، پس از گزاردن فريضه ، مردم گرداگردش جمع مي شدند و از انوار دانش و فضيلت او بهره مند مي گشتند . مدت بيست سال معاويه در شام و کارگزارانش در مرزهای ديگر اسلامی در واژگون جلوه دادن حقايق اسلامی - با زور و زر و تزوير و اجير کردن عالمان خود فروخته - کوشش بسيار کردند . ناچار حضرت سجاد ( ع ) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر ( ع ) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهای  بي سابقه آل ابوسفيان ، که مردم به حقانيت اهل بيت عصمت ( ع ) توجه کردند ، در اصلاح عقايد مردم به ويژه در مسأله امامت و رهبری ، که تنها شايسته امام معصوم است ، سعی بليغ کردند و معارف حقه اسلامی را - در جهات مختلف - به مردم تعليم دادند تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جايی رسيد که فرزند گرامی  آن امام ، حضرت امام جعفر صادق ( ع ) دانشگاهی با چهار هزار شاگرد پايه گذاری  نمود ، و احاديث و تعليمات اسلامی را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد . امام سجاد ( ع ) با زبان دعا و مناجات و يادآوری از مظالم اموی و امر به معروف و نهی از منکر و امام باقر ( ع ) با تشکيل حلقه های درس ، زمينه اين امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دينی  را برای مردم روشن فرمود . رسول اکرم اسلام ( ص ) در پرتو چشم واقع بين و با روشن بينی وحی الهی  وظايفی را که فرزندان و اهل بيت گرامي اش در آينده انجام خواهند داد و نقشی  را که در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت ، ضمن احاديثی  که از آن حضرت روايت شده ، تعيين فرموده است . چنان که در اين حديث آمده است : روزی جابر بن عبدالله انصاری که در آخر عمر دو چشم جهان بينش تاريک شده بود به محضر حضرت سجاد ( ع ) شرفياب شد . صدای کودکی  را شنيد ، پرسيد کيستی ؟ گفت من محمد بن علی بن الحسينم ، جابر گفت : نزديک بيا ، سپس دست او را گرفت و بوسيد و عرض کرد : روزی خدمت جدت رسول خدا ( ص ) بودم . فرمود : شايد زنده بمانی و محمد بن علی بن الحسين که يکی از اولاد من است ملاقات کنی . سلام من را به او برسان و بگو : خدا به تو نور حکمت دهد . علم و دين را نشر بده . امام پنجم هم به امر جدش قيام کرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دينی و تعليم حقايق قرآنی  و احاديث نبوی ( ص ) پرداخت . اين جابر بن عبدالله انصاری همان کسی است که در نخستين سال بعد از شهادت حضرت امام حسين ( ع ) به همراهی عطيه که مانند جابر از بزرگان و عالمان با تقوا و از مفسران بود ، در اربعين حسينی به کربلا آمد و غسل کرد ، و در حالی  که عطيه دستش را گرفته بود در کنار قبر مطهر حضرت سيدالشهداء آمد و زيارت آن سرور شهيدان را انجام داد . باری ، امام باقر عليه السلام منبع انوار حکمت و معدن احکام الهی بود . نام نامی آن حضرت با دهها و صدها حديث و روايت و کلمات قصار و اندرزهايی همراه است ، که به ويژه در 19سال امامت برای ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شايسته خود بيان فرموده است . بنا به رواياتی که نقل شده است ، در هيچ مکتب و محضری  دانشمندان خاضعتر و خاشعتر از محضر محمد بن علی ( ع ) نبوده اند . در زمان اميرالمؤمنين علی ( ع ) گوئيا ، مقام علم و ارزش دانش هنوز - چنان که بايد - بر مردم روشن نبود ، گويا مسلمانان هنوز قدم از تنگنای حيات مادی بيرون ننهاده و از زلال دانش علوی جامی  ننوشيده بودند ، و در کنار دريای  بيکران وجود علی ( ع ) تشنه لب بودند و جز عده ای  معدود قدر چونان گوهری را نمي دانستند . بي جهت نبود که مولای متقيان بارها مي فرمود : سلونی قبل از تفقدونی  پيش از آنکه من را از دست بدهيد از من بپرسيد . و بارها مي گفت : من به راههای آسمان از راههای زمين آشناترم . ولی کو آن گوهرشناسی که قدر گوهر وجود علی را بداند ؟ اما به تدريج ، به ويژه در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم کم کم لذت علوم اهل بيت و معارف اسلامی را درک مي کردند ، و مانند تشنه لبی  که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و يا قدر آن را ندانسته باشد ، زلال گوارای دانش امام باقر ( ع ) را دريافتند و تسليم مقام علمی امام ( ع ) شدند ، و به قول يکی از مورخان : " مسلمانان در اين هنگام از ميدان جنگ و لشکر کشی  متوجه فتح دروازه های علم و فرهنگ شدند " . امام باقر ( ع ) نيز چون زمينه قيام بالسيف ( قيام مسلحانه ) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبود حماسه آفرينان - فراهم نبود ، از اين رو ، نشر معارف اسلام و فعاليت علمی را و هم مبارزه عقيدتی و معنوی با سازمان حکومت اموی را ، از اين طريق مناسب تر مي ديد ، و چون حقوق اسلام هنوز يک دوره کامل و مفصل تدريس نشده بود ، به فعاليتهای ثمر بخش علمی در اين زمينه پرداخت . اما بدين خاطر که نفس شخصيت امام و سير تعليمات او - در ابعاد و مرزهای مختلف - بر ضرر حکومت بود ، مورد اذيت و ايذاء دستگاه قرار مي گرفت . در عين حال امام هيچگاه از اهميت تکليفی  شورش ( عليه دستگاه ) غافل نبود ، و از راه ديگری  نيز آن را دامن مي زد : و آن راه ، تجليل و تأييد برادر شورشي اش زيد بن علی بن الحسين بود . رواياتی در دست است که وضع امام محمد باقر ( ع ) که خود - در روزگارش - مرزبان بزرگ فکری و فرهنگی بوده و نقش مهمی در نشر اخلاق و فلسفه اصيل اسلامی  و جهان بينی خاص قرآن ، و تنظيم مبانی فقهی و تربيت شاگردانی " مانند امام شافعی " و تدوين مکتب داشته ، موضع انقلابی برادرش " زيد " را نيز تأييد مي کرده است چنانکه نقل شده امام محمد باقر ( ع ) مي فرمود : خداوندا پشت من را به زيد محکم کن . و نيز نقل شده است که روزی زيد بر امام باقر ( ع ) وارد شد ، چون امام ( ع ) زيد بن علی  را ديد ، اين آيه را تلاوت کرد : " يا ايها الذين آمنوا کونوا قوامين بالقسط شهداء لله " . يعنی : " ای  مؤمنان ، بر پای دارندگان عدالت باشيد و گواهان ، خدای را " . آنگاه فرمود : انت و الله يا زيد من اهل ذلک ، ای زيد ، به خدا سوگند تو نمونه عمل به اين آيه ای . مي دانيم که زيد برادر امام محمد باقر ( ع ) که تحت تأثير تعليمات ائمه ( ع ) برای اقامه عدل و دين قيام کرد . سرانجام عليه هشام به عبدالملک اموی ، در سال ( 120يا 122) زمان امامت امام جعفر صادق ( ع ) خروج کرد و دستگاه جبار ، ناجوانمردانه او را به قتل رساند . بدن مقدس زيد را سالها بر دار کردند و سپس سوزانيدند . و چنانکه تاريخ مي نويسد : گرچه نهضت زيد نيز به نتيجه ای  نينجاميد و قيامهای ديگری نيز که در اين دوره به وجود آمد ، از جهت ظاهری به نتايجی نرسيد ، ولی اين قيامها و اقدامها در تاريخ تشيع موجب تحرک و بيداری  و بروز فرهنگ شهادت عليه دستگاه جور به شمار آمده و خون پاک شيعه را در جوشش و غليان نگهداشته و خط شهادت را تا زمان ما در تاريخ شيعه ادامه داده است . امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) گرچه به ظاهر به اين قيامها دست نيازيدند ، که زمينه را مساعد نمي ديدند ، ولی  در هر فرصت و موقعيت به تصحيح نظر جامعه درباره حکومت و تعليم و نشر اصول اسلام و روشن کردن افکار ، که نوعی  ديگر از مبارزه است ، دست زدند . چه در اين دوره ، حکومت اموی رو به زوال بود و فتنه عباسيان دامنگير آنان شده بود ، از اين رو بهترين فرصت برای نشر افکار زنده و تربيت شاگردان و آزادگان و ترسيم خط درست حکومت ، پيش آمده بود و در حقيقت مبارزه سياسی به شکل پايه ريزی  و تدوين اصول مکتب - که امری  بسيار ضروری بود - پيش آمد . اما چنان که اشاره شد ، دستگاه خلافت آنجا که پای مصالح حکومتی پيش مي آمد و احساس مي کردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برمي گيرد و خط صحيح را در شناخت " امام معصوم ( ع ) " و امامت که دنباله خط " رسالت " و بالاخره " حکومت الله " است تعليم مي دهد ، تکان مي خوردند و دست به ايذاء و آزار و شکنجه امام ( ع ) مي زدند و گاه به زجر و حبس و تبعيد ... برای شناخت اين امر ، به بيان اين واقعه که در تاريخ ياد شده است مي پردازيم : " در يکی از سالها که هشام بن عبدالملک ، خليفه اموی ، به حج مي آيد ، جعفر بن محمد ، امام صادق ، در خدمت پدر خود ، امام محمد باقر ، نيز به حج مي رفتند . روزی در مکه ، حضرت صادق ، در مجمع عمومی  سخنرانی مي کند و در آن سخنرانی تأکيد بر سر مسأله پيشوايی و امامت و اينکه پيشوايان بر حق و خليفه های  خدا در زمين ايشانند نه ديگران ، و اينکه سعادت اجتماعی و رستگاری در پيروی  از ايشان است و بيعت با ايشان و ... نه ديگران . اين سخنان که در بحبوحه قدرت هشام گفته مي شود ، آن هم در مکه در موسم حج ، طنينی بزرگ مي يابد و به گوش هشام مي رسد. هشام در مکه جرأت نمي کند و به مصلحت خود نمي بيند  که متعرض آنان شود . اما چون به دمشق مي رسد ، مأمور به مدينه     مي فرستد و از فرماندار مدينه مي خواهد که امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق   روانه کرد ، و چنين مي شود . حضرت صادق ( ع ) مي فرمايد : چون وارد دمشق شديم ، روز چهارم ما را به مجلس خود طلبيد . هنگامی که به مجلس او درآمديم ، هشام بر تخت پادشاهی خويش نشسته و لشکر و سپاهيان خود را در سلاح کامل غرق ساخته بود ، و در دو صف در برابر خود نگاه داشته بود . نيز دستور داده بود تا آماج خانه ای ( جاهايی که در آن نشانه برای تيراندازی مي گذارند ) در برابر او نصب کرده بودند ، و بزرگان اطرافيان او مشغول مسابقه تيراندازی بودند . هنگامی  که وارد حياط قصر او شديم ، پدرم در پيش مي رفت و من از عقب او مي رفتم ، چون نزديک رسيديم ، به پدرم گفته : " شما هم همراه اينان تير بيندازيد " پدرم گفت : " من پير شده ام . اکنون اين کار از من ساخته نيست اگر من را معاف داری بهتر است " . هشام قسم ياد کرد : " به حق خداوندی که ما را به دين خود و پيغمبر خود گرامی داشت ، تو را معاف نمي دارم " . آنگاه به يکی از بزرگان بنی  اميه امر کرد که تير و کمان خود را به او ( يعنی امام باقر - ع - ) بده تا او نيز در مسابقه شرکت کند . پدرم کمان را از آن مرد بگرفت و يک تير نير بگرفت و در زه گذاشت و به قوت بکشيد و بر ميان نشانه زد . سپس تير ديگر بگرفت و بر فاق تير اول زد ... تا آنکه نه تير پياپی افکند . هشام از ديدن اين چگونگی خشمگين گشت و گفت : " نيک تير انداختی ای ابوجعفر ، تو ماهرترين عرب و عجمی در تيراندازی . چرا مي گفتی من بر اين کار قادر نيستم ؟ ... بگو : اين تيراندازی را چه کسی به تو ياد داده است " . پدرم فرمود : " مي دانی که در ميان اهل مدينه ، اين فن شايع است . من در جوانی چندی  تمرين اين کار کرده ام " . سپس امام صادق ( ع ) اشاره مي فرمايد که : هشام از مجموع ماجرا غضبناک گشت و عازم قتل پدرم شد . در همان محفل هشام بر سر مقام رهبری و خلافت اسلامی  با امام باقر ( ع ) سخن مي گويد . امام باقر درباره رهبری رهبران بر حق و چگونگی  اداره اجتماع اسلامی و اينکه رهبر يک اجتماع اسلامی بايد چگونه باشد ، سخن مي گويد . اينها همه هشام را - که فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام - بيش از پيش ناراحت مي کند . بعضی نوشته اند که : امام باقر را در دمشق به زندان افکند . و چون به او خبر مي دهند که زندانيان دمشق مريد و معتقد به امام ( ع ) شده اند ، امام را رها مي کند و به شتاب روانه مدينه مي نمايد . و پيکی  سريع ، پيش از حرکت امام از دمشق ، مي فرستد تا در آباديها و شهرهای سر راه همه جا عليه آنان ( امام باقر و امام صادق - ع - ) تبليغ کنند تا بدين گونه ، مردم با آنان تماس نگيرند و تحت تأثير گفتار و رفتارشان واقع نشوند . با اين وصف امام ( ع ) در اين سفر ، از تماس با مردم - حتی مسيحيان - و روشن کردن آنان غفلت نمي ورزد . جالب توجه و قابل دقت و يادگيری است که امام محمد باقر ( ع ) وصيت مي کند به فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) که مقداری  از مال او را وقف کند ، تا پس از مرگش ، تا ده سال در ايام حج و در منی  محل اجتماع حاجيها برای سنگ انداختن به شيطان ( رمی جمرات ) و قربانی کردن برای  او محفل عزا اقامه کنند . توجه به موضوع و تعيين مکان ، اهميت بسيار دارد . به گفته صاحب الغدير  زنده ياد علامه امينی - اين وصيت برای آن است که اجتماع بزرگ اسلامی ، در آن مکان مقدس با پيشوای حق و رهبر دين آشنا شود و راه ارشاد در پيش گيرد ، و از ديگران ببرد و به اين پيشوايان بپيوندد ، و اين نهايت حرص بر هدايت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهی .

شهادت امام باقر
حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زين العابدين ( ع ) زندگی کرد و در تمام اين مدت به انجام دادن وظايف خطير امامت ، نشر و تبليغ فرهنگ اسلامی  ، تعليم شاگردان ، رهبری  اصحاب و مردم ، اجرا کردن سنتهای جد بزرگوارش در ميان خلق ، متوجه کردن دستگاه غاصب حکومت به خط صحيح رهبری و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعی و امام معصوم ، که تنها خليفه راستين خدا و رسول ( ص ) در زمين است ، پرداخت و لحظه ای  از اين وظيفه غفلت نفرمود . سرانجام در هفتم ذيحجه سال 114هجری در سن 57سالگی در مدينه به وسيله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست . پيکر مقدسش را در قبرستان بقيع - کنار پدر بزرگوارش - به خاک سپردند .

 زنان و فرزندان
فرزندان آن حضرت را هفت نفر نوشته اند : ابوعبدالله جعفر بن محمد الصادق ( ع ) و عبدالله که مادرشان ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر بود . ابراهيم و عبيدالله که از ام حکيم بودند و هر دو در زمان حيات پدر بزرگوارشان وفات کردند . علی و زينب و ام سلمه که از ام ولد بودند .

نوشته شده در جمعه 29 آبان1388ساعت 18:45 توسط مهرشاد| |

 

 صبح: دیدن رویای شاهزاده سوار بر اسب در خواب…..

 

6 صبح: در اثر شکست عشقی که در خواب از طرف شاهزاده می خوره از خواب می پره .

7صبح: شروع می کنه به آماده شدن . آخه ساعت 12 ظهر کلاس داره!!!!!!!!

8 صبح: پس از خوردن صبحانه مفصل (علی رغم 18 کیلو اضافه وزن) شروع می کنه به جمع آوری وسایل مورد نیاز: جوراب و مانتو و کیف و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و لوازم آرایش و…

9صبح: آغاز عملیات حساس زیر سازی بر روی صورت (جهت آرایش)

10 صبح: عملیات زیرسازی و صافکاری و نقاشی همچنان با جدیت ادامه دارد .

11 صبح: عملیات آرایش و نقاشی و لنز کاری و فیشیل و فوشول با موفقیت به پایان می رسد و پس از اینکه دختر خودش رو به مدت نیم ساعت از زوایای مختلف در آیینه بررسی کرد و مامان جون 19 تا عکس از زوایای مختلف ازش گرفت، به امید خدا به سمت دانشگاه میره .

12 ظهر: کلاس شروع شده و دختره وارد کلاس میشه تا یه جای خوب برا خودش بگیره . ( جای خوب تعابیر مختلفی داره . مثلا صندلی بغل دستی پولدارترین پسر دانشگاه - صندلی فیس تو فیس با استاد: در صورتی که استاد کم سن و سال و مجرد باشد و … )

1 ظهر: وسط کلاس موبایل دختر می زنگه و دختر با عجله از کلاس خارج میشه تا جواب منیژه جون رو بده. و منیژه جون بعد از 1.5 ساعت که قضیه خاستگاری دیشبش رو + قضیه شکست عشقی دوست مشترکشون رو براش تعریف کرد گوشی رو قطع می کنه. اما دیگه کلاس تموم شده .

2 ظهر: کلاس تموم شده و دختر مجبوره از یکی از پسرای کلاس جزوه بگیره. توجه داشته باشین دختر نباید از دخترا جزوه بگیره. آخه جزوه دخترا کامل نیست!!!!!!!!!!!

3 ظهر: دختر همچنان در جستجوی کیس مناسب جهت دریافت جزوه!!!!!

4عصر: دختر نا امید در حرکت به سمت خانه.

5 عصر: یکدفعه ماشین همون پسر پولداره که جزوه هاشم خیلی کامله جلوی پای دختره ترمز می کنه و ازش می خواد که برسونتش.

6 عصر: دختر به همراه شاهزاده رویاهاش در کافی شاپ گل زنبق!!! میز دوم. به صرف سیرابی گلاسه.

7 عصر: دختر دیگه باید بره خونه و پسر تا دم خونه می رسونتش.

8 غروب: دختر در حال پیاده شدن از ماشین اون پسره: راستی ببخشید جزوه تون کامله؟؟؟ امروز انقدر از عشق سخن گفتی مجالی برای تبادل جزوه نموند. و جزوه رو از پسر می گیره.

9 شب: دختر در حال چیدن میز شام در خانه سه تا ظرف چینی گل سرخی جهیزیه مامانش رو میشکونه (از عواقب عاشقی)

10شب: دختر در حال تفکر به اینکه ماه عسل با اون پسره کجا برن ؟؟!!؟!؟!؟!؟!

2شب: دختر داره خواب میبینه رفته ماه عسل.

5 صبح: دختره بیدار میشه و میبینه اون پسره sms داده که: برای نامزدم کلی از تو تعریف کردم. خیلی دوست داره امروز با من بیاد دانشگاه ببینتت!!! و امروز دختر باید کمی زودتر به دانشگاه برود. شاید جای مناسب تری در کلاس نصیبش شد!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده در جمعه 29 آبان1388ساعت 18:40 توسط مهرشاد| |

اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:

 اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : "موقع تکان دادن پیانوی بابام پام مونده زیرش" اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : "از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم" اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگویید : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم" اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : "دیشب با قهوه جوش اینجوری شد" اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : "به سیم گیتارم گیر گیر کرده" اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : "چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد"

اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: "که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است" اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : "الکی می گویند زانتیا ایربگ داره " اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:"حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد" اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:"بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم!

نوشته شده در جمعه 29 آبان1388ساعت 18:38 توسط مهرشاد| |

برای دوست داشتن بعد از یک دل مهربان باید کارهای زیر را انجام دهید تا آنوقت معجزه عشق برایتان آشکار شود

 

 

1_ یک کیک سفارش بدهید که بر روی آن نوشته شده باشد (دوستت دارم).
2_ با عشقتان زمانی که یکی از برنامه های مورد علاقه ی وی از رادیو یا تلویزیون در حال پخش شدن است تماس بگیرید.
3_ دسته گلی به وسیله یکی از دوستان به دست وی برسانید.
4_ یک کارت عاشقانه با جمله ی دوستت دارم برای او ایمیل کنید.
5_ یک انگشتر یا چیزی که نام معشوقتان بر رویش هک شده باشد به وی هدیه دهید.
6_ برایش یک تصویر که توسط شما قاب و امضاء شده بفرستید.
7_ به وی از طریق مسنجر یا روشی دیگر پیغام صوتی دهید.
8_ چند یادداشت عاشقانه اطرف خانه یا جایی که وی بتواند ببیند بگذارید.
9_ بر روی آینه حمام یک جمله عاشقانه برایش بنویسید.
10_ برای او یک نامه یا یک کارت پستال ایمیل کنید.
11_ یک کارت پستال با طرح قلب برایش بفرستید.
12_ یک شعر عاشقانه برای او بنویسید.
13_ مطلبی از روزنامه یا مجله مورد علاقه اش بیرون بیاورید.
14_ یک اسکرین سیور درست کنید و خودتان بر روی کامپیوتر محل کارش نصب کنید.
15_ برایش یک بسته شکلات به همراه یک کارت بفرستید.
16_ یکی از عکس های وی را نقاشی کنید.
17_ یک قلب بر روی درخت مورد علاقه او هک کنید.
18_ چیزی را که همیشه وی به آن نیاز داشته برایش تهیه کنید.
19_ ترانه خاصی را در برخی مواقع برای او گوش کنید.
20_ رمان عاشقانه بخصوصی را تحت این عنوان که شخصیت هایش شبیه به شما 2 نفر هستند برایش هدیه کنید.

نوشته شده در جمعه 29 آبان1388ساعت 18:37 توسط مهرشاد| |

 

تست : آیا عاشق هستید؟ امتحان کنید

آیا عاشق هستید؟ مقیاس عشق زیر در دانشگاه ”نورس استرن بوستون“ تهیه شده است. برای مقایسهٔ خود با دانشجویان آن دانشگاه، فقط باید به طرف مقابل عشق خود بیندیشید و به این پرسشنامه پاسخ دهید. بعد، نتیجه‌های خود را با نتیجه‌هائی که در پیوست آمده است، مقایسه کنید.
● دستورالعمل
در مربع‌های زیر عددی که به‌ظنر شما صحیح‌تر است را بنویسید.
برای این کار از کدهای زیر استفاده کنید:
کد ۷= به طول کامل درست
کد ۶= بیشتر درست
کد ۵= کمی درست
کد ۴= نامطمئن (هم درست و هم غلط)
کد ۳= کمی غلط
کد ۲= بیشتر غلط
کد ۱= به‌طور کامل غلط
۱) خیلی عجله دارم که با او باشم.
۲) او را خیلی جذاب می‌دام
۳) او نسبت به بیشتر مردم معایب کمتری دارد.
۴) برای او هر کاری را انجام می‌دهم
۵) به نظر من او خیلی فریبا می‌باشد
۶) دوست دارم احساس‌های خود را با او در میان بگذارم.
۷) وقتی با هم کار می‌کنیم، کار برای من خیلی خوشایند است
۸) دوست دارم که او به‌طور حتم مال من باشد
۹) اگر اتفاق بدی برای او بیفتد، خیلی ناراحت خواهم شد.
۱۰) خیلی وقت‌ها به او فکر می‌کنم
۱۱) خیلی مهم است که او به من علاقه‌مند باشد.
۱۲) وقتی با او هستم، خیلی خوشحال هستم.
۱۳) برایم دشوار است که مدت طولانی از او دور باشم.
۱۴) حقیقت این است که خیلی به او علاقه‌مند هستم.
مقیاس عشق به کمک یک نمونه ۲۲۰ نفری از دانشجویان دوره اول دانشگاه ”نورس استرن“ با سنین ۱۹ تا ۲۴ سال تعیین شده است. برای این کار، ابتدا از دانشجوها خواسته‌اند که بگویند: ”به‌طور مطمئن عاشق هستند“، ”به احتمال زیاد عاشق هستند“، ”به احتمال کم عاشق هستند“، ”به احتمال زیاد عاشق نیستند“ یا ”به‌طور مطمئن عاشق نیستند“ آنگاه از آنها خواسته‌اند به سؤال‌های مقیاس عشق، در ارتباط به کسی که او را دوست دارند، پاسخ دهند.
نتیجه‌های متوسط هر گروه از دانشجوها را نشان می‌دهد. چون نتیجه‌های دخترها با پسرها تفاوت نداشت، یک جا آورده شده است. اگر نتیجهٔ شما در مقیاس عشق، ۸۴ باشد، احساس‌های شما به احتمال زیاد بین احساس‌های دانشجویانی که اعلام کرده‌اند ”به‌طور مطمئن عاشق هستند“ و احساس‌های آنهائی که اعلام کرده‌اند ”به احتمال زیاد عشاق هستند“ قرار خواهد گرفت.
● یادآوری
از آنجائی که این آزمون، پس از اجراء از طرف تعدادی از دانشجوها مورد تردید قرار گرفته است. در تفسیر نتیجه‌های خود، جانب احتیاط را رعایت کنید. بر احساس‌های خود بیشتر از نتیجه‌های آزمون، اعتماد کنید.
● نتیجه‌های دانشجویان دانشگاه ”نورس استرن“ در مقیاس عشق
حالت/ تعداد/ میانگین نتیجه‌ها
کسانی که به‌طور مطمئن عاشق بودند/ ۵۶/ ۸۹
کسانی که به احتمال زیاد عاشق بودند/ ۴۵/ ۸۰
کسانی که به احتمال زیاد کم عاشق بودند/ ۳۶ / ۷۷
کسانی که به احتمال زیاد عاشق نبودند/ ۴۰ / ۶۸ درصد
کسانی که به‌طور مطمئن عاشق نبودند/ ۴۳ / ۵۹
دکتر فرزانه صداقت
عضو هیئت علمی دانشگاه
عضو انجمن روانشناسی و مشاوره ایران
مجله شادکامی و موفقیت

نوشته شده در جمعه 29 آبان1388ساعت 18:32 توسط مهرشاد| |

اشک هایی روان می شوند به عرض زاینده رود خشکیده و به طول پاک کن کودکی هایم

که خط می کشید بر سطح سفید دفتر سیاهم.

و به ارتفاع پشت بام خانه مان که از آن بالا باغچه را سیراب می کند.

حرکت آرامش روی سطح کبودی ست که کم کم می رود تا از افق نیلی به پرچین های سبز و تاریک تنهایی برسد.

سطحی ۲*۲

در طراحی نقشه ی بی کسی های پنهانم.

فقط ۳۰ ثانیه زمان دارید تا مساحتش را حساب کنید.

نوشته شده در جمعه 29 آبان1388ساعت 18:24 توسط مهرشاد| |

شما نفس خود نیستید. شما موجودی الهی و روحی جاودانه هستید. شما موجودی ذی روحی هستید که هرگز نه متولد می شوید و نه می میرید, شما انسان بودن را تجربه می کنید. و زمانی که خدا را بشناسید، وقتی بخشی از علم مکانیک آفرینش باشید، به رفیع ترین مراحل زندگی رسیده اید.....

 

ارتباط با جن مستلزم به تسخیر در آوردن این موجو میباشد و برای مردم عادی  راه دیگری ندارد یعنی حتما باید جن را به تسخیر کشید تا بتوان با او ارتباط داشت به چندین روش میتوان با جن رابطه برقرار کرد

1-     طریقه اذکار : که شامل اورادی است که با مداوت به خواندن آن به مرور نهان جن آشکار خواهد شد

2-     اجرای اعمال : اجرای یک سری از اعمال متشکل از اوراد و اذکار و سوزاندنیها و... در کنار یکدیگر

3-  استفاده از مواد خاص: مثل سورمه هاییکه برای این منظور از مواد خاص طبیعی ترکیب و به چشم کشیده میشود

4-  تنهایی در طبیعت: با قرار گرفتن در طبیعت و تنها بودن بصورت مداوم در شرایط خاص ابتدا به شنیدن اصوات سپس به دیدن منتهی شود خیلی اوقات هم دیدن بصورت موقت رخ میدهد که باگذر زمان دائمی و ارادی میشود  

5-  بزرگی روح: اینکه انسان به مرحله ای از بزرگی روح و قوت و قدرت معنوی برسد که بتواند جن و ماوراء را رویت کند   که این قسمت خارج از بحث تسخیر است  چون در این نوع از دیدن شما کسی از اجنه را به تسخیر در نمیآورید بلکه خود آنها به خدمتگذاری انسان در می آیند  این مورد در روحانیون از ادیان و مرتاضان بسیار دیده میشود

 

چهار طریق ذکر شده اول قطعا با عوارض بسیار همراه خواهد بود که همگی به دلیل سنخیت نداشتن دو موجود ،هم از لحاظ طبیعی و هم از لحاظ معنوی و ماورائی است

 

عنصر مادی انسان متفاوت از عنصر جسمیت پیدا کرده جن است شرح این مبحث در قسمت تخصصی بیان شده است

سطح فکری دو موجود نیز بسیار متفاوت است همانطور که قابلیتهای جن بسیار شگفت انگیز است قابلیت فکری او نسبت به انسان بسیار ضعیف میباشد البته ذکر این نکته لازم به نظر میرسد که تمامی قابلیتهای جن به غیر از مسئله طول عمر برای انسان اکتسابی و دست یافتنی است

چون انسان از نظر خلقت در بالا ترین سطح مخلوقات قرار دارد بنا بر همین ارتباط او با تمام موجودات همراه با به خدمت گرفتن آنها خواهد بود شما هر حیوانی را که بخواهید با او زندگی کنید به تسخیر در آورده ، تربیت کرده و از او استفاده مینمائید از  مرغ و گوسفند و حیوانات اهلی تا شیر و دلفین و عقاب که وحشی هستند ابتدا محبوس ،سپس از آنها  بهره برداری مینمایند

جن نیز همینگونه است شما در حالی میتوانید اورا به خدمت بگیرید که با اذکار و اوراد که مسائل معنوی و غیر مادی است او را محبوس نموده سپس ارتباط برقرار مینمائید

مسئله بسیار ظریفی که در این قسمت باید ذکر شود :

ببینید کسی که ارتباط با اجنه برقرار میکند از هر طریق  چه ذکر ، چه اجرای اعمال چه ترکیبات و چه طبیعت -به استثناء پنجمین مورد -  در حین انجام گرفتن کارها قدرت روحی خود را بالا میبرد به این معنا که شما به مرحله ای میرسید که جن را میبینید نه اینکه او ظاهر میشود جن قول چراغ نیست که ظاهر شود جن موجودی است که وجود دارد اما از دید ما پنهان است و با این اعمال شما به مرحله ای میرسید که میتوانید وجود اورا درک کنید بحث مفصل تر را به قسمت تخصصی سایت ارجا میدهیم

 

اولین بار رویت جن یعنی دیدن همیشگی او

 

با اولین باری که بتوان به دنیای اجنه وارد شد برای همیشه میتوان این موجود را دید و کمتر اتفاق میافتد که کسی یکبار با اراده خود جن را رویت کند بتواند از این حالت در آید چون این قابلیت در انسان ایجاد شده یا بهتر بگوییم به فعلیت رسیده است پس دیگر مفارقت از دنیای جن تقریبا غیر ممکن میشود دقیقا همانند این است که شما قابلیت صحبت کردن را پس از یادگیری بخواهید فراموش کنید مگر حادثه ای رخ دهد تا قدرت تکلم را از شما بگیرد

تنها فرقی  که در این مثال با رویت جن وجود دارد در اختیار بودن زبان در تکلم است شما هر وقت بخواهید میتوانید تکلم کنید اما خیلی اوقات نمیخواهید اجنه را رویت کنید اما آنها را میبینید ( صرف نظر از اینکه آنها با شما کاری دارند یا ندارند)

 

 

موجودات ماوراء‌الطبيعه


شايد به جرات بتوان بحث دروادی موجودات ماوراءالطبيعه رابه قد مت تاريخ بشری دا نست ، چه در ميان عوام و چه در ميان روشنفكرا ن، دانش پژوهان ومحققين هر عصر. از اين رو بعد از گذشت قرنها اين بحث هنوز هم به همان تازگی دنبا ل شده و چنا نچه وقتی نو شته ای، گفتگويی، داستانی و يا حتی فيلمی درمورد آن تهيه می شود از استقبال عموم برخوردار می گردد، چرا كه بشر هميشه تشنه برداشتن حجاب از مستورهای پيرامون خويش است، تا بتواند حس غريزی كنجكاوی خود را نسبت به اين موجود ا ت ، به طريقی تسكين بخشد . شا يد يك وجه اشترا ك را بتوان در ميان عوام و روشنفكران و دانشمندان يافت و آن شك و ترديد نسبت به واقعيت و جو د ی آنان است ؛ چرا كه حتی سير تكاملی علم در قاره اروپا و امريكا هم نتوانسته آن را از محالات بداند و علی رغم همه پيشرفتها ی علوم بشری هيچ را ه حل علمی برا ی پی بردن به چگونگی اين موجودات عنوان نشده و همه چيز مانند ازل د ر شك و ترد يد است . اما د ر جهان بينی اسلا می همه چيز زيبا و بجا آفريده شده است،حتی موجود ماوراءالطبيعه‌ای با نام «جن»، موجودی كه حتی برخی ازمسلما نان، روشنفكران ودانش پژوهان درزمينه دينی يا به د يد ه شك و ترد يد در آن
نگريسته ، و يا سكو ت كرده اند.

 

در ميان انسانها بر سر خلقت نظام عالم دو ديدگاه كلی وجود دارد، عده ای كه همه چيز را ناشی از خلقت ذات الهی می دانند و گروهی ديگر كه سرمنشا خلقت نظام عالم را در طبيعت جستجو می كنند. اگرچه ميان آنان اختلاف نظرها بسيار عميق و اساسی است، ولی هيچ يك از اين دو گروه نتوانسته اند وجود موجودات ماوراؤالطبيعه را انكار كنند. آنهايی كه خداباورند و به روح و معاد معتقدند (غير از مسلمانان) از آنها به عنوان ارواح خبيثه و يا ارواح شرير و يا شيطان ياد می كنند، برخی هم آنها را موجودات فضايی قلمداد می كنند، ماديون هم كه اعتقادی به ذات الهی و قدرت پروردگار ندارند، اين موجودات را همان انسانهای اوليه ای می دانند كه در سير تكامل بين انسان و ميمون حيران مانده و به شكل و شمايل غريب درآمده اند و يا حتی برخی از آنان معتقدند كه اينان انسانهای وحشی و بدوی در اعماق جنگل هستند و گاهی خود را نمايان ساخته و موجب اذيت و آزار انسانهای متمدن می شوند. و اما مسلمانان : بنا به نص صريح قرآن، موجودات عالم به سه گروه گروه تقسيم می شوند:

۱ـ جمادات
2_ نباتات
3_ حيوانات

كه يا دارای عقلند مانند انسان، فرشتگان و جنيان و يا فاقد عقل و شعورند مانند حيوانات و باز بنا به آيات نورانی قرآن كريم، بايد بدانيم كه بدون هيچ شك و ترديدی موجودی با نام «جن» در جهان آفرينش وجود دارد كه از نظر تكليف و شايستگی مورد خطاب پروردگار قرارگرفته و مشابه انسان می باشد، چرا كه،

۱ـ سی و چهار بار نام جن در قرآن كريم آورده شده است.

۲ـ هفتاد و دومين سوره قرآن با نام اين موجود مزين گرديده است.

۳ـ احاديث و روايات فراوانی از پيامبر اكرم (ص)، حضرت علی (ع)، امامان و بزرگان علوم دينی در اين خصوص، موجود بوده و در دسترس قرار دارد.

۴ـ به وسيله بسياری از انسانها رويت شده اند. به آياتی از قرآن كريم كه وجود جن را مبرهن می داند اشاره می كنيم:

سپاهيان سليمان از جن و آدمی و پرنده گرد آمده و به صف می رفتند. (سروه نمل، آيه ۱۷)

برای خدا شريكانی از جن قرار دادند و حال آن كه جن را خدا آفريده است. (سوره انعام، آيه ۱۷)

بگو اگر جن و انس گرد آيند تا همانند اين قرآن را بياورند، نمی توانند، هر چند كه يكديگر را ياری دهند. (سوره اسرا، آيه ۸۸)

سخن پروردگارت بر تو مقرر شد كه جهنم را ازجن و انس انباشته می كنيم. (سوره هود، آيه ۱۱۹)

ای گروه جنيان و آدميان، اگر می توانيد كه از قطر آسمان و زمين بگذريد، بيرون رويد ولی بيرون نتوانيدرفت مگر با قدرتی. (سوره الرحمن، آيه ۳۳)
 

مرحوم شيخ مفيد در كتاب «ارشاد» آورده است:
«در آثاری از ابن عباس نقل شده:
زمانی كه پيامبر اسلام (ص) به قصد جنگ با قبيله بنی مصطلق از مدينه خارج شد، هنگام شب به دره وحشتناك و صعب العبوری رسيد. اواخر شب جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و خبر داد كه طايفه ای از جن در وسط دره جمع شده و قصد مكر و شر و آزار و اذيت شما و اصحابتان را دارند». (ارشاد ص ۳۹۹)

از حضرت امام صادق (ع) روايت شده : روزی حضرت رسول (ص) نشسته بود، مردی به خدمتشان رسيد كه بلندی قامتش مثل درخت خرما بود. سلام كرد، حضرت جواب داد و سپس فرمود: «خودش و كلامش شبيه جن است». سپس به او فرمود: كيستی؟ عرض كرد: من هام، پسر هيم، فرزند لاتيس، پسر ابليس هستم (بحارالانوار ص ۸۳)

بانو حكيمه دختر امام كاظم (ع) گويد: «برادرم امام رضا (ع) را ديدم كه جلو در اتاقی با كسی صحبت می كرد در حالی كه تنها بود، عرض كردم: با چه كسی سخن می گوييد؟ فرمودند: فردی از جن آمده تا مسائلی بپرسد و از چيزهايی شكايت كند» (اصول كافی ص ۳۹۵)

علامه طباطبايی (ره) می فرمودند: «روزی آقای بحرينی كه يكی از افراد معروف ومشهور در احضار جن و از متبحرين در علم ابجد و حساب مربعات بود در مجلس ما حضور يافت،چادری آوردند، دو طرفش را به دست من داد و دوطرف ديگر را به دستهای خود گرفت. اين چادر به فاصله دو وجب از زمين فاصله داشت. در اين حال جنيان را حاضر كرد، صدای غلغله و همهمه شديدی از زير چادر برخاست. چادر به شدت تكان می خورد چنان كه نزديك بود از دست ما خارج شود. من محكم نگه داشته بودم، آدمكهايی به قامت دو وجب در زيرچادر بودند و بسيار ازدحام كرده و تكان می خوردند و رفت و آمد داشتند، من با كمال فراست متوجه بودم اين صحنه، چشم بندی و صحنه سازی نبوده و صد درصد وقوع امر خارجی بوده است» (رجايی، تهرانی جن و شيطان ص ۴۷)

اينها شمه ای بود از آيات قرآن كريم و احاديث و روايات كه هر گونه شك و شبهه ای را در وجود واقعيت جن به يقين تبديل می سازد

نوشته شده در پنجشنبه 28 آبان1388ساعت 16:4 توسط مهرشاد| |

در 13 آبان 1343 امام خميني (ره) توسط مأموران حكومت شاه بازداشت و پس از انتقال از قم به تهران، به تركيه تبعيد شدند.

اين تبعيد در پي اعتراض امام به سياست هاي حكومت پهلوي و از جمله تصويب لايحه كاپيتولاسيون به وقوع پيوست.

امام 9 روز پيش از تبعيد، در مراسمي كه به مناسبت ميلاد حضرت زهرا (س) در منزلشان برگزار شد، با ايراد نطقي جنايات و مفاسد كاپيتولاسيون را بيان كردند.

امام در سپيده دم 13 آبان توسط گروهي از مأموران ساواك به سرپرستي سرهنگ مولوي ـ رئيس ساواك تهران ـ بازداشت و هنوز آفتاب از افق سرنزده بوده كه با يك فروند هواپيماي نظامي از فرودگاه مهرآباد به تركيه تبعيد شدند.

اطلاعيه كوتاه ساواك كه از راديو و تلويزيون و روزنامه‌ها انتشار يافت، چنين بود: 

«طبق اطلاع موثق و شواهد و دلائل كافي چون رويه آقاي خميني و تحريكات مشاراليه عليه منافع ملت و امنيت و استقلال و تماميت ارضي كشور تشخيص داده شد، لذا در تاريخ 13 آبان 1343 از ايران تبعيد گرديد.»

در پي تبعيد امام خميني باوجود فضاي خفقان، موجي از اعتراض‌ها به صورت تظاهرات در بازار تهران، تعطيلي طولاني دروس حوزه‌‌ها و ارسال طومارها و نامه‌ها به سازمان هاي بين‌المللي و مراجع تقليد جلوه‌گر شد. آيت‌الله حاج مصطفي خميني نيز در روز تبعيد امام بازداشت و زنداني شد و پس از چندي در 13 دي 1343 به تركيه نزد پدر تبعيد شد.

دوران تبعيد امام به تركيه بسيار سخت و شكننده بود. امام حتي از پوشيدن لباس روحانيت منع شده بودند.

محل اقامت اوليه امام هتل بلوار پالاس آنكارا بود، اما فرداي آن روز براي مخفي‌ نگاه داشتن محل اقامت، امام را به محلي در خيابان آتاترك منتقل كردند.

چند روز بعد (21 آبان 1343) براي منزوي‌تر ساختن ايشان و قطع هرگونه ارتباط، محل تبعيد را به شهر بورسا واقع در 46 كيلومتري غرب آنكارا انتقال دادند. در اين مدت امكان هرگونه اقدام سياسي از امام خميني سلب شده و ايشان تحت مراقبت مستقيم مأموران اعزامي ايران و نيروهاي امنيتي تركيه قرار داشتند.

امام خميني (ره )جمعاً 11 ماه در تركيه به سر بردند، سپس ساواك با هماهنگي دولت تركيه ايشان را در 13 مهر 1344 به عراق تبعيد كردند.

 ايشان به مدت 13 سال تحت نظارت توأم با فشار رژيم بعثي عراق بودند.

در بحبوحه انقلاب اسلامي و در نتيجه افزايش اختناق رژيم بغداد، امام خميني تصميم به خروج از عراق و عزيمت به كويت گرفتند اما كويت تحت فشار شاه، از پذيرش امام و هيئت همراه امتناع ورزيد در نتيجه امام خميني در مهر 1357 راهي فرانسه شدند و در «نوفل لوشاتو» در حومه پاريس اقامت گزيدند.

امام طي 4 ماه اقامت خود در فرانسه انقلاب اسلامي را تا مراحل پيروزي هدايت كردند و سپس در 12 بهمن 1357 به كشور بازگشتند. امام در طول هجرت 14 ساله خود به روشنگري افكار عمومي ايران و جهان نسبت به ماهيت حكومت شاه پرداخته و زمينه انقلاب مردمي و سقوط رژيم پهلوي را فراهم ساختند.

به همين علت شروع دوره هجرت يعني 13 آبان 1343 و همچنين نقطه پايان آن يعني 12 بهمن 1357 به عنوان «يوم‌الله» شناخته شده است.

همچنين پژوهشگران اداره کل آموزش و پژوهش در اين زمينه تحقيقات ديگري نيز انجام داده اند که برخي از آنها عبارتند از:

- محورهاي برنامه سازي درباره سالروز اعتراض حضرت امام (ره) به لايحه ننگين کاپتيولاسيون

- محور برنامه سازي درباره سالروز 13 ابان با تاکيد بر انقلاب دوم بازتاب ها و پيامدها

 

                                                     کاپیتولاسیون و پیامدهای آن

- لايحه کاپيتولاسيون و افشاگري امام خميني ره

- تاثير کاپيتولاسيون بر فرهنگ جامعه

- کاپيتولاسيون در ايران از آغاز تا فرجام

 

http://r.iribnews.ir

نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 22:2 توسط مهرشاد| |

مشاهدات و تجربيات اينجانب از بيماري آنفولانزاي خوكي در كشور غنا در غرب آفريقا و كشور كنيا در شرق آفريقا طي هفته هاي اخير، بخصوص مشاهده مستقيم خانواده اي مبتلا به اين بيماري كه از كشور هند وارد كنيا شده بودند، اينجانب را بر آن نمود تا تجربيات عملي كسب شده از این بیماری را به همراه آخرين اطلاعات علمي از بزرگترين مركز مبارزه بيماري هاي واگيردار در جهان (C.D.C) يا
( Center for Disease Control and Prevention) پس از ترجمه در اختيار هموطنان عزيز بخصوص مردم خونگرم و مهمانواز مازندران كه اين ايام ممكن است ميزبان توريستهايي از كشورهاي خارجي باشند قرار دهم. لازم است خدمت هم استاني هايي عزيز عرض نمايم مطالب و دستورات ارائه شده ذيل مطابق با رهنمودها و دستورات مركز جهاني مبارزه با بیماریها( CDC) در مناطق با شيوع بالا مي باشد و اين بشارت و اطمينان كه اين بيماري مانند هر بيماري ويروسي آنفولانزايي ديگر قابل علاج مي باشد. اما رسالت پزشكي ما آموزش و انتقال همه نكات از يك بيماري به مردم عزيزمان مي باشد. ولو اینکه هرگز با ان مواجه نشویم. زيرا دانستن خوب است و توانستن بهتر است.

1- ويروس H1N1 چيست؟
اين ويروس از آنفولانزاي تيپ A مي باشد كه اولين بار در سال 1918 ميلادي در آمريكا شناخته شد و پس از يك دوره طولاني در آوريل 2009 (سال جاري) مجدداً اين بيماري به نام Swine flu يا آنفولانزاي خوكي با شكل، قدرت و توانايي بیماریزایی متفاوت از گذشته در ايالات كاليفرنياي جنوبي از كشور آمريكا گزارش گرديد و پس از آن به سرعت كشورهاي مكزيك، كانادا و كشورهاي اروپايي نيز مواردي از ابتلا به اين بيماري را گزارش نمودند. اگر چه Swine flu آنفولانزاي خوكي نام گرفته، اما اين به آن معني نيست كه اين بيماري از خوك به انسان انتقال می یابد بلكه در آزمايشات بعمل آمده از اين ويروس مشخص شده كه تعدادی از ژن هاي آن شبيه به آنفولانزاي ويروسي مي باشد كه در خوك هاي شمال آمريكا يافته اند. در عين حال بدليل شباهت بروز اين آنفولانزا در خوك هاي اروپا و آسيا و مرغان و انسان ها، دانشمندان آنرا يك آنفولانزاي ويروسي چهارگانه نام نهاده اند.
قدرت بيماري زايي اين ويروس 3 برابر ويروس آنفولانزاي معمولي بوده و بيشترين شيوع آن در فصل سرد مي باشد. انتقال آن از انسان به انسان مي باشد (نه حيوان به انسان) معمولاً قسمت فوقاني سيستم تنفسي را درگير مي نمايد و تنها در 1 تا 2 درصد مي تواند منجر به مرگ شود كه دلايل آن ذكر خواهد شد.

2- آخرين وضعيت بيماري در جهان چگونه است؟
بنا بر گزارش WHO (سازمان بهداشت جهاني) و CDC اين بيماري در مرحله پاندميك يعني همه گيري جهاني مي باشد و بيماري در فاز 6 مي باشد. اين بدان معني است كه جهان و تمام قاره ها در راه اين بيماري طي ماه هاي آينده مي باشند و اين بيماري همه كشورها را طي خواهد نمود و هيچ كشوري از اين بيماري در امان نخواهد بود. در حال حاضر 90 كشور جهان و 7 كشور همسايه ايران و همچنین كشور ما که از يك نوجوان 16 ساله ايراني الاصل مقيم آمريكا كه وارد ايران شده , اين بيماري را گزارش نموده اند. خوشبختنانه 72 نقطه از كشور ايران به عنوان مراكز مبارزه با اين بيماري با امكانات كامل و مناسب جهت تشخيص و درمان آماده و مهيا برای خدمات رسانی مي باشند كه به واسطه فعاليت همه مراكز بهداشتي و درماني هيچ نگراني از اين موضوع در کشور وجود ندارد. اما در مبارزه با اين ویروس نو ظهور آشنايي و آگاهي از اين بيماري فرصت بيشتري به ما در حفظ سلامتي فردي، خانوادگي و اجتماعي خواهد داد و بايد بدانيم شرط لازم پيشگيري دانستن و عمل كردن به دانستني هاست و به همين دليل با هم از اين بيماري مي خوانيم تا سالم، مطمئن و شاد زندگي كنيم.

-3نشانه ها و علامت بيماري انفولانزای خوکی چيست؟
علائم اين بيماري مشابه آنفولانزاي فصلي همانند تب، سرفه، گلودرد، آب ريزش بيني، كوفتگي و درد بدن، سر درد، لرز و خستگي و در موارد مشخص اسهال، تهوع و استفراغ مي باشد و در مواردي ممكن است اين بيماري ويروسي پيشرفت نموده و ايجاد عفونت هاي شديد ريوي، گوشي و سينوسي نمايد.

4 - چه افرادي بيشتر در خطر معرض اين بيماري مي باشند؟
4 گروه از مردم در گروه خطر مي باشند. افراد مسن 64 سال و بالاتر، كودكان با سن كمتر از 5 سال، خانم هاي حامله، افراد با بيماري هاي مزمن و طولانی مدت مانند آسم، ديابت، برونشيت مزمن، بيماري هاي قلبي و ريوي و كساني كه به عللي همانند جراحي وسيع، شیمي درماني مكانيزم دفاعي سيستم ايمني بدن آنان در شرايط مساعدي نمي باشد. در عين حال وجود آنتي بادي ضد اين ويروس در بدن افراد ميانسال , جوان و سالم و حتي در يك سوم از افراد مسن بالاي 60 سال بدن آنها را در مقابل اين ويروس محافظت مي نمايد. بنابراين لازم است بدانيم بسياري از افراد در ابتلاي به اين بيماري نيازي به درمان ویژه به استثناء استراحت و اقامت 7 روزه در منزل و استفاده از داروهای معمولی جهت تسکین درد و علائم به اقدامی دیگر نیاز ندارند. زيرا مكانيزم دفاعي مناسب بدن ويروس را سركوب و نابود مي نمايد.

5- چگونه اين ويروس انتقال مي يابد؟
آخرين اطلاعات اظهار مي كند که انتقال اين بيماري از انسان به انسان از طريق سرفه، عطسه، تخليه ترشحات بيني و دهان مي باشد. كه ويروس مي تواند حداكثر تا فاصله 1.5 متري از طريق سرفه يا عطسه منتقل شود. اما راه ديگر انتقال تماس دست ها، با محيط آلوده به ويروس است. مانند دستگيره درب ها و يا وسايلي كه بطور عمومي و مشترك استفاده مي شود. دست تماس يافته با محيط آلوده به ويروس موجب انتقال ان از طريق دست آلوده شده به بيني و دهان و يا چشم مي شود.

6- چه علائمی در كودكان و بزرگسالان بسيار جدي است و باید به مرکز درمانی منتقل شوند؟
بيشتر مبتلايان به غير از 4 گروه در خطر(كودكان زير 5 سال، سالمندان بالاي 64 سال، خانم هاي باردار و افراد با بيماري زمينه اي) با استراحت در منزل و دوري در تماس با افراد و استفاده از داروهاي ضد ويروس به راحتي درمان مي شود. اما اگر علايم زير در كودكان بروز نمود حتماً نيازمند انتقال به بيمارستان مي باشند.
1- تنفس سريع و غير عادي(نفس نفس زدن)
2- تغير رنگ پوست به آبي يا خاكستري بخصوص در لب ها
3- بي اشتهايي شديد
4- تهوع و استفراغ مقاوم و مداوم
5- عدم هوشياري، تشنج و بي توجهي به محيط
6- بي قراري و اضطراب شديد
7- تب بالا و سرفه مقاوم
8- اسهال به همراه علايم فوق
و در بزرگسالان
1- تنفس كوتاه كه به سختي انجام مي شود.
2- احساس درد و فشار در قفسه سينه و شكم
3- سرگيجه ناگهاني و استفراغ شديد و مداوم و اسهال
4- كاهش سطح هوشياري
5- تب و سرفه شديد.

7- دوره این بیماری چه مدت یا چند روز میباشد؟
اطلاعات بر اين باور است كه شخص يك روز پس از ابتلا به اين ويروس دچار علايم مي شود يعني اين ويروس پس از ابتلاي شخص در روز اول هيچگونه علايمي ندارد و اصطلاحاً دوره نهفته آن يك روز است اما دوره بيماري در افراد با مكانيزم دفاعي نرمال و طبيعي 7 روز مي باشد. ولي اين دوره در كودكان، افراد مسن و خانم هاي باردار و افردا با بيماري هاي ديگر متفاوت و طولاني تر مي باشد. بنابراين طي اين مدت( 7 روز ) شخص بيمار منبع انتقال بيماري به افراد ديگر نیز مي باشد.

8- آيا امكان بيماري از طريق گوشت خوك مي باشد؟
اگر چه كاملاً مشخص نيست اما تاكنون گزارشي از آن ارسال نشده و پاسخ منفي است.

9- آيا انتقال این بیماری از طريق آب نوشيدني یا آب لوله كشي شهري ممكن است؟
گندزدايي و كلرزني آب موجب سلامت كامل آب هاي نوشيدني شهري مي باشد كه همواره در حال انجام مي باشد . اگرچه اثبات اين ادعا بر اساس موفقيت درماني و سلامت آب هاي نوشيدني در درمان آنفولانزاي مرغي (H5N1) مي باشد. اما تاكنون گزارشي از انتقال بيماري از آب هايي كه كلرزني شده اند نداشته ايم.

10- آيا استخر و چشمه هاي معدني مي توانند آلوده به ويروس شوند؟
بر اساس تجربيات بدست امده از آنفولانزاي مرغي (H5N1) اگر چنانچه استخرها به اندازه 3 PPM -1 و چشمه هاي معدني به اندازه PPM5-2 كلرزني و گندزدايي شوند احتمال وجود و انتقال ويروس صفر خواهد شد.

11- چگونه مي توان خود را در مقابل اين بيماري ايمن نمود؟
اگرچه تاكنون واكسني براي اين بيماري كشف نشده اما نكات زير در پيشگيري مهم مي باشد.
1- پوشاندن صورت، بيني و دهان در زمان سرفه و عطسه با دستمال كاغذي يك بار مصرف و پس از آن قرار دادن آن در سطل در بسته مخصوص 2- شستشوي دست و صورت با آب و صابون بعد از هر عطسه و سرفه تا ويروس ها زدوده شوند. دستها را مي توان با پنبه و الكل ضدعفوني نمود.3- در خارج از منزل، محيط كار و معابر عمومي از تماس دستهايتان با صورت يا چشم، بيني و دهان تان خودداري نماييد. 4- حدامكان از تماس بسيار نزديك (دست دادن يا روبوسي) با افراد ديگر خودداري نماييد.5- آب دهان و ترشحات بيني را در زمين نريزيد. آنرا در دستمال كاغذي يك بار مصرف تخلیه و سپس آنرا به سطل مخصوص منتقل نماييد.6- سعي كنيد از حضور در مكان هاي پر ازدحام بخصوص در محيط هاي بسته كه امكان عطسه و سرفه در آن زياد مي باشد خودداري نماييد.7- دقت كافي به مسافراني كه از خارج كشور بخصوص كشورهاي آمريكايي، اروپايي و آسياي جنوب شرقي وارد کشور میشوند داشته باشيد و در مسافرت به این کشورها به همه نکات مراقبتی دقت نمایید.8- اگر احساس سرماخوردگي داريد در صورت شك به آنفولانزاي خوكي حداقل 7 روز در خانه بمانيد. و يك روز بعد از بهبودي كامل مي توانيد وارد فعاليت روزانه و اجتماعي شويد. اين راهي است كه ديگران را آلوده نمي كنید.9- بيمار بايد در اتاقي استراحت نماید كه محل عبور و مرور و رفت و آمد ديگران نباشد. اصطلاحاً ايزوله باشد. تماس با افراد بهتر است از طريق تلفن باشد و حدالامكان يك نفر نيازهاي شخص بيمار را تامين نمايد. درب و پنجره اتاق بيمار حدامكان باز باشد و از سيستم تهويه برخوردار باشد. 10- حمام جداگانه براي بيمار به همراه وسايل شخصي ضروري است. در غير اينصورت قبل از استفاده از حمام براي ديگران بايد حتماً كلرزدايي و گندزدايي شود. 11- نوشيدن مايعات فراوان و مسكن هاي استامينوفن، بروفن، ناپروكسن با نظر پزشك فراموش نشود. محدودیت مصرف دارو برای اشخاص با نارسايي و مشكلات كبدي و كليوي بايد مدنظر باشد و مصرف آنتي بيوتيك فقط با نظر پزشك در صورت احتمال بروز عفونت هاي باكتريال ضروري مي باشد.

12- اگر يكي از اعضاي خانواده بيمارشد چه كنيم؟
در صورت ابتلاي يكي از اعضاي خانواده تان مي توانيد به محل كار و تحصيل خود برويد اما شرايط خود را كنترل نماييد و مسئول محيط كار را از موضوع مطلع نماييد زيرا به محض بروز علايم در شما مي بايست در منزل استراحت نماييد. 4 گروه افراد پرخطر ذكر شده در صورت اجبار به زندگي در كنار بيمار نيازمند درمان جهت پيشگيري از بيماري مي باشد و اگر شما در اين 4 گروه نمي باشيد نياز به درماني جز مراقبت هاي ذكر شده نداريد.(4 گروه شامل كودكان زير 5 سال، سالمندان، افراد با بيماري زمينه اي و خانم هاي باردار) در خصوص ظروف و وسايلي كه بوسيله شخص بيمار مورد استفاده قرار مي گيرند تاكيد شده شستن آن با آب گرم و مواد ضد عفوني كننده موجب نابودي ويروس مي شود و استفاده از آن برای ديگر افراد خانواده منعي ندارد. مانند (بشقاب، سيني، قاشق) البته اين مجزا از وسايل شخصي چون شانه، مسواك، لباس و ... مي باشد. نكته مهم احترام و توجه ويژه به بيمار در اين شرايط بسيار مهم است. هرگز تصور نكنيد كه این بيماري بسيار خطرناك و صعب العلاج يا لاعلاج مي باشد. اين ويروس همانند همه ويروس هاي سرماخوردگي مي باشد اما با تفاوت هاي اندك و ناشناخته كه ما را مجاب به رعايت نكات جديد مي نمايد تا چيز مهمي را از دست ندهيم. بنابراين حتما بايد به سالمندان و كودكان كه به محدوديت در معاشرت و احترام حساس مي باشد و حتي ممكن است كمي ناراحت و دلگير شوند شرايط بيماري شان را توضيح دهيم كه بدانند بقاي سلامتي و شادابي ایشان و اطرافیان نيازمند يك هفته فراغت و دوري از تمايلات و علايق گذشته مي باشد. با پزشك معالج يا خانوادگي و يا مركز درماني همواره در تماس باشيد و همه روزه آنان را از شرايط بيمار خود مطلع نماييد تا در شرايط بحراني بيمار را به بيمارستان منتقل نماييد.

13- نحوه شستن دستها چگونه باشد؟
دستها با آب گرم و صابون به مدت 15 تا 20 ثانيه بايد شسته شوند و يا با پنبه و الكل تمام دستها و حتي بين انگشتتان و زير ناخن ها تميز شوند.

14- چه مدت ويروس خوكي مي تواند در محيط باقي بماند و بيشترين مكان هايي كه امكان آلودگي آن را دارد كجاست؟
در خارج از بدن ويروس به مدت 2 تا 8 ساعت زنده مي ماند. اما گرماي محيط 75 تا 100 درجه سانتيگراد مواد ضد عفوني كننده هيدروژن پروكسايد، بتادين و الكل آنرا به راحتي نابود مي كنند. اما منابع آلودگي در انسان شامل: بيني ، دهان، لب ها، چشم ها موي سر و دست ها مي باشند. زيرا مكان هاي فوق بيشتر مورد تماس دستها در افراد عادي مي باشد.
اما بيشترين امكان آلودگي محيطی براي وسايلي مي باشد كه به نحوي با دست، صورت انسان در تماس مي باشد. همانند دستگيره درها، ميز و صندلي، شيرآلات، نرده هاي پله ها، بالشت خواب و ملافه، اسباب بازي ها ، وسايل آشپزي و آشپزخانه، وسايل عمومي كه مورد استفاده مشترك مي باشد. همانند اسكناس، اسناد و مدارك دست به دست شده و ... . بنابراين حائز اهميت است پس از تماس با هر فرد يا اشیاء مشكوك دست و صورت خود را با آب و صابون شستشو دهيم. و بهتر است در محیط کار قبل از شروع کار و پایان کار میز کار مان را با پنبه الکلی ضد عفونی نماییم.

15- آيا درمان دارويي براي درمان آنفولانزاي خوكي وجود دارد؟
بله داروي ضد ويروس Oseltamivir (اسلتا مي وير) يا Zanamivir (زانا مي وير) كه داراي اشكال قرص، مايع و اسپري مي باشد و در داخل كشور توليد مي شود. اين دارو در پيشگيري موثر بوده و بخصوص با نظر پزشك معالج در موارد شديد ابتلاء به بيماري نيز مصرف ان ضروري مي باشد. اين دارو شدت و دوره بيماري را كم و كوتاه مي نمايد و همچنين از پيشرفت بيماري جلوگيري مي نمايد و امكان سرايت آنرا به ديگران كم مي نمايد و پيشنهاد شده اين دارو جهت پيشگيري فقط در 4 گروه پر خطر كه قبلاً ذكر شده استفاده شود و در ساير بيماران مبتلا به درجات متوسط و خفيف از شدت بيماري استراحت، مصرف مايعات فراوان و اقدامات درماني، حمايتي و علامت درماني با مسكن هاي تجويز شده از سوي پزشك كافي مي باشد.
پايان سخن اميدوارم در ایام میلاد امام شيعيان حضرت علي(ع) و با تاسی از فرموده ایشان كه دانا زنده است گرچه بميرد و نادان مرده است هرچند زنده باشد به اين نكته مهم دست يابيم كه دانايي انسان را از شك و تردید رهايي مي بخشد فضيلت اخلاقي او را از رنج و درد مي رهاند و همت و عزم استوار او را از ترس نجات مي دهد. شك و درد و ترس بدترين دشمنان نيك بختي ادمي هستند و دانايي ، فضيلت و همت براي او فرشتگان نجات اند. هميشه بخواهيم كه بخوانيم و بدانيم تا سالم، سلامت و شاد زندگي كنيم.

نوشته شده در شنبه 9 آبان1388ساعت 23:54 توسط مهرشاد| |


Design By : Night Skin